یا فارس الحجاز

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نامهای جاودانه

08 بهمن 1398 توسط قتیل العبرات
نامهای جاودانه

یکی از امتیازات دخت گرانمایه پیامبر، نام‌های جاودانه و زیبا و بلندآوازه‌ای است که پس از طلوع خورشید جهان‌افروز وجودش از آسمان برای پیامبر آمد و فرشتگان، آنها را با شکوه و احترام بدرقه کردند و هر کدام از این نام‌ها بیانگر بُعدی از ابعاد وجود آن بانوی فرزانه است
«لفاطمة(س) تسعة اسماء عند اللّه: فاطمة والصّدیقة والمبارکة والطّاهرة والزّکیة والرّاضیة والمرضیة والمحدّثة والزّهراء.»
«برای ریحانه پیامبر، فاطمه(س)، در بارگاه خدا نُه نام مقدّس و باعظمت است؛ این نام‌های بلند عبارتند از: فاطمه، صدّیقه، مبارکه، طاهره، زکیّه، راضیّه، مرضیّه، محدّثه و زهرا».
پاره‌ای از دانشوران، افزون بر این نام‌های باعظمت، نام‌های دیگری نیز برای آن حضرت آورده‌اند که از جمله آنها عبارتند از: بتول، سیّده، حوریه، نوریه، حانیه، مریم، حُرّه و عذرا.
گفتنی است که هر کدام از این نام‌ها و نشان‌های آن حضرت که در روایات آمده است، دارای مفهوم و محتوایی ویژه و نشانگر بُعدی از ابعاد شخصیّت پرشکوه و الهام‌بخش اوست، که برای نمونه به پاره‌ای از آنها اشاره می‌رود.

بحارالانوار، ج 43، 10؛ کافی، ج 1، ص 461

شما باید برای دیدن نظرات وارد سامانه شوید در حال حاضر وارد شده اید !

If you have no account yet, you can register now...
(It only takes a few seconds!)


فرم در حال بارگذاری ...

خصوصیات رفتاری شهید...

01 بهمن 1398 توسط قتیل العبرات

شهید محمد رضا تورجی زاده
هنگامی که به مرخصی می آمد روزهای
دوشنبه و پنج شنبه روزه مستحبی می گرفت. با روزه گرفتن روح خود را صیقل می داد. در جبهه نیز همین کار را میکرد. یک روز همه ی بچه ها را جمع کرد و پرسید: شماها روزه بدهکار نیستین؟(به دلیل حضور در عملیات و رفت و آمد روزه بدهکار بودند) گفتند: چرا؛ گفت: پس بیایید همه با هم روزه هایمان را قضا کنیم. سحرها خودش زودتر از بقیه بیدار می شد، و سحری بچه ها را آماده میکرد، چای را درست می کرد و بعد
همه را صدا میزد. با دوستانش تصمیم گرفت تا قضای روزه ی همرزمانی که شهید شده اند را به جای آورند .

خصوصیت رفتاری شهید

یک روز بعدازظهر باهم به سنگر عده ای از دوستان رفتیم. آن ها چای آتشی درست کرده بودند که واقعا بعد از ناهار و توی آن هوای گرم می چسبید. چای را ریختند و با
سینی دور می گرفتند. وقتی به شهید تورجی رسید؛ چیزی نگفت و چای را برداشت. ولی بعد هنگام صحبت یواشکی به من که کنارش بودم گفت: علی لیوان چای مرا با لیوان خالی خودت جا به جا کن؛ من روزه ام؛ من هم همین کار را کردم و چای را خوردم؛ شهید تورجی نخواست بگوید روزه است و بچه ها از این که جلویش چای خورده بودند خجالت بکشند.

1579628505img_20200121_210659.jpg

شما باید برای دیدن نظرات وارد سامانه شوید در حال حاضر وارد شده اید !

If you have no account yet, you can register now...
(It only takes a few seconds!)


فرم در حال بارگذاری ...

چای محبت...

28 دی 1398 توسط قتیل العبرات

قدیما در خونه‌ها همیشه
باز بود…
کسی هم از قبل خبر
نمی‌داد…
چای محبت هم همیشه تازه‌دم
بود…
یادش بخیر!

1579278406img_20200117_194321.jpg

شما باید برای دیدن نظرات وارد سامانه شوید در حال حاضر وارد شده اید !

If you have no account yet, you can register now...
(It only takes a few seconds!)


فرم در حال بارگذاری ...

باغ شاه که رفتی نباید زیاد بیائی کم چرا؟!

20 دی 1398 توسط قتیل العبرات

داستان ضرب المثل
باغ شاه که رفتی نباید زیاد بیایی کم چرا !

روزی بود و روزگاری بود . باغ بزرگی وسط شهر تهران بود که به آن باغ شاه می گفتند چون واقعا آن باغ مال شاه بود .
تابستان که می شد شاه در آن باغ زندگی می کرد و توی همان باغ هم به شکایت های مردم رسیدگی می کرد .
معمولا افرادی که برای شکایت می آمدند افرادی رنج کشیده و فقیر بودند اما حیف که کسی اجازه نداشت میوه ای از شاخه بچینند و دلی از عزا در آورند. اگر کسی از میوه درخت می خورد جریمه می شد و به شکایتش رسیدگی نمی شد.
شاه یک ترازو جلو در ورودی باغ گذاشته بود تا مردم را وزن کند .
اگر کسی موقع برگشت وزنش سنگین تر می شد معلوم بود که از میوه ها خورده و باید جریمه می داد .
در آن روزگار مرد با هوشی ادعا کرد که می تواند وارد باغ شود از میوه های باغ بخورد و کمی میوه هم با خودش بیاورد اما کاری کند که جریمه نپردازد . دوستانش با او شرط بستند که اگر چنین کاری بکند جایزه بزرگی به او بدهند .
مرد با هوش لباس گشادی پوشید توی جیب هایش را پر از قلوه سنگ کرد و مثل همه جلو در روی ترازو رفت و وزن موقع ورودش را ثبت کرد و رفت توی باغ . با خیال راحت سنگ ها را از جیبش خارج کرد و جلوه چشم همه مشغول چیدن میوه ها شد و شکم سیری میوه خورد و مقداری هم از میوه ها را چید و در جیبش گذاشت تا بیرون ببرد . هنگام بیرون رفتن ماموران او را وزن کردند نه تنها وزنش اضافه نشده بلکه چیزی هم کم آورده است .
یکی از ماموران گفت : توی باغ شاه که رفتی نباید زیاد بیایی ، کم چرا ، چرا وزنت کم شده ؟ مرد گفت : قربان از ترس وزنم کم شده حالا اگر امکان دارد وزنی را که کم کرده ام به من اضافه کنید . دربان باغ رفت مقداری میوه چید و به مرد باهوش داد و دوباره او را وزن کرد و او را به بیرون فرستاد .

از آن به بعد به کسی که به دوز و کلک خودش را زیان دیده نشان می دهد می گویند : باغ شاه که رفتی ، نباید زیاد بیایی ، کم چرا !؟

‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌

شما باید برای دیدن نظرات وارد سامانه شوید در حال حاضر وارد شده اید !

If you have no account yet, you can register now...
(It only takes a few seconds!)


فرم در حال بارگذاری ...

درختها می میرند...

19 دی 1398 توسط قتیل العبرات

اندکی تفکر…

ﺩﺭﺧﺘﻬﺎ ﻣﯿﻤﯿﺮﻧﺪ؛
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻋﺼﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ …
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﺒﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮ ﻧﺴﻞ ﺧﻮﯾﺶ …

ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺗﺒﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﻭ …….

ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎ ….
ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﺍﺯ ﮐﺪﺍﻡ ﺟﻨﺲ ﺑﻮﺩﯾﺪ؟؟

ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﯼ ﻭ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ…

ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﺵ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﯾﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﮑﻨﯿﻢ ….

ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ …

ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ ، ﻣﻬﻨﺪﺱ ، ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﯾﻢ…
ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ ، ﺭﻓﺘﮕﺮ ، ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ …

ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ …
ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ …

ﻣﺎ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ …..
ﭘﺲ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺏ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺑﺪﻫﯿﻢ ….

ﺻﻮﺭﺕ ﺯﯾﺒﺎ ، ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮ ….
ﭘﻮﺳﺖ ﺧﻮﺏ ، ﺭﻭﺯﯼ ﭼﺮﻭﮎ …
ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺧﻮﺏ ، ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻤﯿﺪﻩ ….
ﻣﻮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ، ﺭﻭﺯﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
ﺗﻨﻬﺎﻗﻠﺐ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ .

1578569328img_20200109_144732.jpg

شما باید برای دیدن نظرات وارد سامانه شوید در حال حاضر وارد شده اید !

If you have no account yet, you can register now...
(It only takes a few seconds!)


فرم در حال بارگذاری ...

  • 1
  • 2
  • ...
  • 3
  • ...
  • 4
  • 5
  • 6
  • ...
  • 7
  • ...
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 217
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

یا فارس الحجاز

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • آثار معنوی احترام به پدر و مادر
  • احادیث
  • بنده خدابودن
    • سیمای فرزانگان
  • در مسیر آرامش
  • دست نوشته های خودم
  • دل نوشته
  • سیاسی
  • شعر
  • شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)
  • شهدا
  • لیله ارغائب
  • مدافع حرم
  • مناسبتها
    • انتخابات اسفند94
    • عید نوروز

Random photo

اولین تابوت در اسلام

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

مطالب با رتبه بالا

  • سلام بر بیمار شب بیست و یکم ماه رمضان (5.00)
  • آیین همسرداری(صداقت در گفتار و رفتار) (5.00)
  • ️هیچ دورانی به گمان من بعد از دوران امام سجاد(علیه السلام)، به سختی دوران موسی‌بن‌جعفر(علیه السلام) نبود. (5.00)
  • مادر برام قصه بگو..‌. (5.00)
  • حتماً وقتشه با خدای خودت تنها باشی... (5.00)

.

.........
log
... ......... ......
☼ ساخت کد صوتی مهدوی برای وبلاگ ☼

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس