شبستان حسینی
شب جمعه است مقدر بنما یاالله
اربعین پاى پیاده حرم ثارالله
سحرى راه بیفتیم ز ایوان نجف
رو به سوى حرم و صحن اباعبدالله…
شب جمعه
مادری دست به پهلو به حرم می آید…
شبتان حسینی

شب جمعه است مقدر بنما یاالله
اربعین پاى پیاده حرم ثارالله
سحرى راه بیفتیم ز ایوان نجف
رو به سوى حرم و صحن اباعبدالله…
شب جمعه
مادری دست به پهلو به حرم می آید…
شبتان حسینی

۞اَللّهُمَّ۞
۞کُنْ لِوَلِیِّکَ۞
۞الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ۞
۞صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ۞
۞فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة۞
۞وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً۞
۞وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ۞
۞طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها۞
۞طَویلا۞
اللــہــم عجــل لــولیڪ الفـــرج

دختره تو دانشگاه جلوی یه پسر رو گرفت و گفت:
خیلی مغروری ازت خوشم میاد،
هرچی بهت آمار دادم نگاه نکردی ولی چون خیلی ازت خوشم میاد من اومدم جلو خودم ازت شمارتو بگیرم باهم دوست شیم !!!!!!!
پسرگفت:شرمنده نمیتونم،
من صاحب دارم !
دختربه اوج حسادت رسید و گفت:
خوشبحالش که با آدم باوفایی مثل تو دوسته !!!!!!!
پسره گفت:نه خوشبحال من که یه همچین صاحبی دارم.
دخترگفت: اووه چه رومانتیک،
این خوشگل خوشبخت کیه که این جوری دلتو برده؟
عکسشو داری ببینمش؟
پسرگفت: عکسشو ندارم خودم هم ندیدمش اما میدونم خوشگل ترین آدم دنیاست!!!!
دختره شروع کرد به خندیدن و مسخره کردن….
گفت: ندیده عاشقش شدی ؟
نکنه اسمشم نمیدونی ؟
پسر سرشو بالا گرفت گفت: آره ندیده عاشقش شدم!!!
اما اسمشو میدونم… اسمش ((مهدی فاطمه)) ست
دوست مهدی ؛ با نامحرم دوست نمیشه……..!!!!!

خیلی سوزناک
آهنگران میخوند :
یاد شبهایی که بسیجی میشدیم_
_شمع شبهای دوعیجی میشدیم….._
این مصرع آخر میدونین یعنی چی…. ؟؟؟؟
عراق تو منطقه دوعیجی بمب فسفری مینداخت فسفر با اکسیژن هوا سریع ترکیب میشه و شعله ور میشه
بچه بسیجی ها زیر بمب های فسفری گیر میکردن و فسفر به تن این بچه ها میچسبید و با هیچ وسیلهای خاموش نمیشد و آنها میسوختن…
میسوختن…
و میسوختن ….
و باد صبح ، خاکستر این بچه ها رو با خودش میبرد……
کی فهمید ؟؟؟؟
کی دلش سوخت ؟؟؟؟؟
کی میدونه که کی سوخت !!!!!
*_کی میدونه چرا سوختن وحتی داد نزدن. . . !!!
? سوختن، پودر شدن، خاکسترشان در هوا پخش شد، تا شاهد باشن در همه جای جای وطن آنچه میگذرد و میگذرد و میگذرد…
_اما…_
خداوند در کمینگاه است…?
اختلاسگران و نجومی بگیران و اشرافیون بی درد شرمنده شهداء بشن و به خودشون بیان و بفهمند که هزینه ی خیلی سنگینی بابت این امنیتی که دارن زیر سایه آن دزدی و عیاشی میکنن و درد مردم رو نمیفهمن پرداخت شده
خودتان قضاوت کنید:
سوید بن غفله می گوید: «زمانی که مردم به خلافت با امیرمؤمنان علی(ع) بیعت کرده بودند، روزی خدمت ایشان شرف یاب شدم.
دیدم روی حصیر کوچکی نشسته است. در آن خانه جز آن حصیر چیز دیگری نبود. عرض کردم: یا علی! بیت المال در اختیار شما است، در این خانه جز این حصیر چیزی دیگر از لوازم یافت نمی شود!
فرمود: سوید بن غفله! عاقل در مسافرخانه و خانه ای که باید از آنجا نقل مکان کند، تهیه وسایل نمی نماید.
ما خانه امن و راحتی داریم که بهترین اسباب خود را به آنجا نقل می دهیم. به زودی من به سوی آن خانه رهسپار خواهم شد»
بحارالانوار، ج 67، ص 321
امام على علیه السلام :
از کسانى مباش که بى عمل، به آخرت امید دارند… از گناه باز مى دارند، اما خود باز نمى ایستند، به کارهایى فرمان مى دهند که خود انجام نمى دهند.
نهج البلاغه(صبحی صالح) ص497 و 498 ، حکمت 150