رمضان، ماه مسابقه برای خدا
امام حسن(علیه السلام): «خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه ای برای آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش برای خشنودی او از یکدیگر پیشی گیرند» تحف العقول:236
امام حسن(علیه السلام): «خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه ای برای آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش برای خشنودی او از یکدیگر پیشی گیرند» تحف العقول:236
نکتهی مهمی که جناب شیخ رجبعلی خیاط(رحمه الله علیه)بر آن تأکید داشت: آمادگی و آراستگی شخص منتظر بود، هرچند عمرش برای زمان حضور آن بزرگوار کافی نباشد و در این باره حکایتی از حضرت داوود(علیه السلام) نقل می کرد که:« آن حضرت در حال عبور از بیابانی، مورچه ای را دید که مرتب کارش این است که از تپه ای خاک بر می دارد و به جای دیگری می ریزد، از خداوند خواست که از راز این کار آگاه شود…مورچه به سخن آمدکه: معشوقی دارم که شرط وصل خود را آوردن تمام خاکهای آن تپّه در این محل، قرار داده است! حضرت فرمود: با این جثّهی کوچک، تو تا کی می توانی خاک های این تلّ بزرگ را به محل مورد نظر منتقل کنی؟و آیا عمر تو کفایت خواهد کرد؟! مورچه گفت: همهی اینها را می دانم، ولی خوشم اگر در راه این کار بمیرم به عشق محبوبم مرده ام! در اینجا حضرت داوود(علیه السلام) منقلب شد و فهمید این جریان درسی است برای او.»
جناب شیخ(رحمه الله علیه)همیشه اصرار داشت که:«با همهی وجود در انتظار ولیّ عصر-عجل الله تعالی فرجه الشریف- باش و حالت انتظار را با مشیّت حقّ همراه کن.» کتاب کیمیای محبت، محمدی ریشهری، صفحه 62
ا مام علی (علیه السلام): برای پیامبر(صلی الله علیه و آله) غذایی آوردند. آن حضرت انگشت خود را در آن فرو برد و چون دید داغ است فرمود: بگذارید سرد شود که برکتش بیشتر است؛ خدا غذای داغ به ما نداده است. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)/ جلد2/صفحه40
پیامبر(صلی الله علیه و آله) هنگام نوشیدن در ظرف آب تنفس نمی کرد و هنگام تنفس ظرف را از دهانش دور می کرد. مکارم الاخلاق/ صفحه 31
همسر امام خمینی(رحمه الله علیه): امام به من خیلی احترام می گذاشتند و خیلی اهمیّت می دادند.یعنی یک حرف بد یا زشت به من نمی زدند. همیشه در اتاق جای خوب را به من تعارف می کردند.همیشه تامن نمی آمدم سر سفره، خوردن غذا را شروع نمی کردند. به بچه ها هم می گفتند: صبر کنید تا خانم بیاید.حتی حاضر نبودند من در خانه کار بکنم. همیشه به من می گفتند: جارو نکن. اگر می خواستم لب حوض روسری بچه را بشویم، می آمدند و می گفتند:«بلند شو، تو نباید بشویی»
برداشت هایی از سیره امام خمینی(رحمه الله علیه)، جلد1، صفحه 84
ساده زیستی امام خمینی(رحمه الله علیه)
هنگامی که حضرت امام به جماران تشریف فرما شدند، آقای جمارانی علاقه داشتند که حسینیه به لحاظ ساختمانی و فرم عمومی اش تغییر یابد و به اصطلاح، محلی تمیز و مدرن شود. روزی حضرت امام از طریق حاج سیّد احمد آقا، پیغام دادند که از انجام این کار( تغییر ساختمان حسینیه) صرف نظر شود. آقای جمارانی بار نخست احساس کردند که حاج سیّد احمد آقا در ادای پیغام حضرت امام چندان مُصر نیستند، از این رو به کار تعمیر حسینیه ادامه دادند. امام که از این کار عصبانی شده بودند، پیغام دادند:« اگر می خواهید حسینیه را تعمیر کنید، بگذارید برای وقتی که من از دنیا رفتم.» نقل از امام در سنگر نماز، علی اکبر آشتیانی، صفحه 97