عطر نفس بقیه الله آمد
شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عطرنفس ” بقیـــــه الله ” آمد
با جلوه سجاد و ابالفضل و حسین(ع)
یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عطرنفس ” بقیـــــه الله ” آمد
با جلوه سجاد و ابالفضل و حسین(ع)
یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

باسلام.
ضمن تبریک فرارسیدن ماه شعبان خدمت شما و خانواده محترمتان؛
برخی از اعمال وارده در این ماه:
1 - مناجات شعبانیه
2 - از اعمال مهم در این ماه ، روزه است ؛ به اندازه اى که با حال انسان مناسب باشد.
هر که روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد حقّتعالى بیست حاجت از حوائج دنیا و بیست حاجت از حاجتهاى آخرت او را برآورد.
3 - صلوات هر روز شعبان که از امام سجاد علیهالسلام روایت شده:
اَللّهُمََّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسالَةِ وَ …
4 - هر روز هفتاد مرتبه ذکر «اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ» گفته شود.
5- در این ماه صلوات بسیار فرستاده شود .
6- هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» گفته شود.
از روایات استفاده مىشود که بهترین دعاها و ذکرها در این ماه استغفار است و هر کس هر روز در این ماه هفتاد مرتبه استغفار کند مثل آن است که هفتاد هزار مرتبه در ماههاى دیگر استغفار کند.
7- صدقه دادن در این ماه اگرچه به اندازه نصف دانه خرمایى باشد.
می گفت خواب دیدم داشتند پشت سر هم می رفتید، شوهرت خورد زمین اما دو دستش را بالا گرفت. خدا را صداکرد و بلند شد. این خواب را شب قبل از رفتنمان دیده بود. بعد از برگشتمان زنگ زده بود که سالم رسیدیم یانه؟
دوستم می خواست پدرش را که چند روزی بود به دیدنشان آمده بود، یک گردشی ببرد . با هم هماهنگ کردیم آخر هفته بریم سمت بوشهر. بعد از ظهر راه افتادیم ناهار را که زحمت کشیده بود توی راه خوردیم .جاده باریک و پرپیچ و خم بوشهر خیلی شلوغ بود. هم رفت و هم برگشت. طبق معمول من پای راستم روی داشبرد ماشین بود و زودتر از شوهرم ترمز می گرفتم. برای اینکه حواسش پرت کثیفی داشبرد نشود کفشم را درآورده بودم.( از رانندگی هرکس غیر خودم می ترسم) یک دفعه با کمال ناباوری بعد پیچ خودمان را لاین روبرو دیدیم که ماشین داشت خودش را به خارج از جاده می کشید سکوت مطلق من و بچه ها وتلاش شوهرم برای کنترل و برگرداندن ماشین به لاین اصلی بود. بعد از چند ثانیه برگشتیم لاین خودمان. مثل اینکه کسی این چند ثانیه دکمه کنترل جاده را فشرده بود تا نه ماشینی از روبرو بیاد، نه ماشینی از پشت سر. معجزه بود. شکه شده بودیم نه از خارج شدن ماشین، از نجات یافتن خودمون. شوهرم سکوت را شکست. باز غر زدی.
من که حرفی نزدم.
پس چرا جیغ نکشیدی؟
نمی دونم؟
راستی چی شد؟
باز هم نمی دونم؟
دخترم: مامان واقعا چرا هیچی نگفتی؟ توکه همش غر می زنی: زدیم، خوردیم، مردیم!!!
باز هم صفا و پاکی درون شوهرم نجاتمان داد. این را اونجا فهمیدم ولی وقتی دوستم خوابش را تعریف کرد، مطمئن شدم.
پیامبر اکرم(ص):
بهترین مردان امت من کسانی هستند، که نسبت به خانواده خود خشن نباشند،و اهانت نکنند و دلسوز باشند و به آنان ظلم نکنند.
مکارم الاخلاق،صفحه 216
شیخ بصیر و هم فکرانش!!!