موضوع: "لیله ارغائب"

لیله الرغائب را باید درست فهمید!

 لیله الرغائب را شب آرزوها ترجمه کرده اند با اینکه آرزو، معادلش در زبان عربی «امل» و جمع آن «آمال» می باشد. از این خنده دارتر این است که بعضی ها جلسه ای میگیرند و دور هم جمع میشوند و شروع به خیال پردازی و آرزو گرایی میکنند!! غافل از اینکه در روایات اهل بیت، به شدت از درگیر آرزو و خیال های باطل شدن نهی و نفی شده است!  «رغائب» به معنی کشش ها و خواستنی هاست. یعنی در طول سال، انسان ها حداقل یکبار و یک شب با خود خلوت میکنند و درباره همه کشش ها و خواستنی های نفس و دلشان تجدید نظر میکنند.   مثلا تجدید نظر درباره روش دین داری… تجدید نظر درباره میل شدید ما به دنیا… تجدید نظر درباره کشش هوای نفس ما به سمت محرمات الهی… تجدید نظر بر توجیه و ماسمالی گناهان و آرام کردن وجدان دردها… تجدید نظر بر اندیشه های فلسفی و اعتقادیمون… غربالگری روابط اجتماعیمون… و بالاخره تصفیه حساب با خدا درباره همه قول هایی که بهش دادیم اما… اگر این طور باشه و معنی «رغائب» و «لیله الرغائب» اینقدر بلند و سطح بالا باشه، پس معلوم میشه صرفا برای ثواب و دور هم بودنش نیست که گفتن شب زنده داری کنید و روزه بگیرید و دعا بخونید… بلکه حتی باید در خواندن و رد شدن و تمام کردن ادعیه هم تجدید نظر کنیم!! به این معنا که متون دعا را صرفا برای ثوابش نخونیم و به قول حضرت استاد جوادی آملی: «دعا را به خاطر معانی بلند علمی و دستورالعمل اخلاقیش بخوانیم. به گونه ای که حداقل یک مرتبه به آن دعا به چشم یک متن درسی و علمی نگاه کنیم» روزه فردا یادتون نره. واسه منم دعا کنید.  کانال دلنوشته های یک طلبه @Mohamadrezahadadpour

آرزو تا اندازه ای برای ادامه زندگی لازم است


روزی حضرت عیسی(علیه السلام) در محلی نشسته بود، پیرمردی با کلنگ زمین را برای زراعت زیر و رو میکرد. آن حضرت گفت: خدایا! آرزو را از دل این مرد به کلّی زائل کن. در این موقع پیرمرد کلنگ خود را یک طرف انداخت و روی زمین خوابید. ساعتی گذشت، عیسی(علیه السلام ) باز عرض کرد: خداوندا! دو مرتبه آرزو را به او برگردان. ناگاه آن مرد از جا حرکت کرده، شروع به کار نمود. حضرت عیسی(علیه السلام) جلو رفته،پرسید: پیرمرد! چطور شد کلنگ را به زمین گذاشتی، باز بعد از ساعتی به کار مشغول شدی؟ گفت: در بین کار کردن به خودم گفتم: تا کی باید زحمت بکشی. تو مردی پیر و افتاده ای(شاید اجل همین الان به سراغت آمد) با این اندیشه از کار دست کشیدم.هنگامی که دوباره شروع به کار کردم، به خود گفتم:بالأخره فعلأ زنده هستی و برای هر موجود زنده وسایل زندگی لازم است. باید کار کنی و تهیه زاد و توشه نمایی. این بود که باز کلنگ را برداشته مشغول شدم. سفینه البحار، جلد1،صفحه31

14606367510_.jpg

1460636750_.jpg

1460636750_.jpg

 
سوگواره عاشورایی