موضوعات: "بنده خدابودن" یا "سیمای فرزانگان"

دوربین خدا روشنه!

دوربین خدا روشنه!
دیدین گاهی میریم مراسم یا جلسه ای،
دوربین داره فیلمبرداری میکنه و تا نوبت به ما میرسه؛ خودمون رو جمع و جور میکنیم
چرا؟ چون دوربین روی ما زوم میکنه؛
نکنه زشت و بد قیافه بیفتیم!
اگه فقط به این فکر کنیم که دوربین خدا همیشه روشنه و روی ما هم زوم شده، شاید یه جور دیگه زندگی می کردیم!
شاید اخلاقمون یه جور دیگه بود!
شاید لحن صحبتمون یه جور دیگه میشد!
مطمئن باشیم که دوربین خدا همیشه روشنه و روی تک تک ما زوم شده؛ چون خودش فرمود:
«ألَم یَعلَم بأنَّ اللهَ یَری» (علق/14)
آیا نمی دانند خدا می بیند…

شهادت امام کاروان اسرای کربلا

شهادت امام کاروان اسرای کربلا
نگین آرامش قلب اهل حرم یعقوب دشت کربلا
پسرحضرت ارباب بزرگ مرد مناجات
حضرت سجاد(ع) بر امام زمان(عج)وهمه عاشقانش تسلیت باد
هفت مصیبتِ شام از زبان امام سجاد علیه السلام
از امام سجاد علیه السلام پرسیدند:
‌ سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟
در پاسخ سه بار فرمودند: الشّام، الشّام، الشّام…
امان از شام !
در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر ، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود:

1_ ستمگران در شام اطراف ما را باشمشیرها احاطه کردند و بر ما حمله می‌نمودند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل می‌زدند.

2_ سرهای شهداء را در میان هودج‌های زن‌های ما قرار دادند. سر پدرم و سر عمویم عباس(علیه السلام) را در برابر چشم عمه‌هایم زینب و ام کلثوم (علیها سلام) نگه‌داشتند و سر برادرم علی اکبر و پسر عمویم قاسم (علیه السلام) را در برابر چشمان خواهرانم سکینه و فاطمه می‌آوردند و با سرها بازی می‌کردند، و گاهی سرها به زمین می‌افتاد و زیر سم سُتوران قرار می‌گرفت.

3_ زن‌های شامی از بالای بام‌ها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامه‌ام افتاد و چون دست‌هایم را به گردنم بسته بودند نتوانستم آن را خاموش کنم. عمامه‌ام سوخت و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزاند.

4_ از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز ما را در برابر تماشای مردم در کوچه و بازار گردش دادند و می‌گفتند: «ای مردم! بکُشید این‌ها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند؟!»

5_ ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را در خانه یهود و نصاری عبور دادند و به آن ها می‌گفتند: این‌ها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را (در خیبر و خندق و …) کشتند و خانه‌های آن‌ها را ویران کردند . امروز شما انتقام آن‌ها را از این‌ها بگیرید.

6_ ما را به بازار برده فروشان بردند و خواستند ما را به جای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این موضوع را برای آن ها مقدور نساخت.
7_ ما را در مکانی جای دادند که سقف نداشت و روزها از گرما و شب‌ها از سرما، آرامش نداشتیم و از تشنگی و گرسنگی و خوف کشته شدن، همواره در وحشت و اضطراب به سر می‌بردیم…
صلی الله علیک یا سیدالساجدین،الامام العارفین،زین العابدین
تذکرة الشهداء ملاحبیب کاشانی

زیبایی های کربلا

🔺بخشی از زیباییی‌های وقایع کربلا:
🍃🌹🍃زیباترین خواهش یک زن { همراه کردن زهیر با امام حسین (علیه السلام) توسط همسرش}

🍃🌹🍃زیبا ترین بازگشت { توبه حر و الحاق به سپاه امام حسین (علیه السلام)}

🍃🌹🍃زیباترین وفا داری { نخوردن آب در شط فرات ابالفضل (علیه السلام) }


🍃🌹🍃زیبا ترین جنگ { نبرد حضرت علی اکبر (علیه السلام) با دشمن}

🍃🌹🍃زیبا ترین واکنش { پرتاب کردن سر و هب توسط مادرش به طرف دشمن}

🍃🌹🍃زیبا ترین پاسخ {احلی من العسل (شهادت برای من شیرین‌تر از عسل است) جناب قاسم ابن الحسن(علیه السلام)}

🍃🌹🍃زیبا ترین هدیه {تقدیم عون و محمد به امام حسین (علیه السلام) توسط مادرشان حضرت زینب (سلام الله علیها)}

🍃🌹🍃زیبا ترین نماز { نماز ظهر عاشورا در زیر باران تیر}

🍃🌹🍃زیبا ترین جانثاری { حائل قرار دادن دستها، توسط عبدالله ابن حسن (علیه السلام) و دفاع از عمو }

🍃🌹🍃زیبا ترین سخنرانی { سخنرانی امام سجاد (علیه السلام) و حضرت زینب (سلام الله علیها) در کاخ ظلم }

🔻و از همه زیبایی ها زیباتر جمله « ما رأیتُ الا جمیلاً » که حضرت زینب (سلام الله علیها) حیدر وار بیان کرد. وقتی که یزید با کنایه از ایشان پرسید:خب، چه دیدی؟ و خانم جواب دادند: غیر از زیبایی چیزی ندیدم!

خسرالدنیا و الآخره...


به “زُبیر"میگفتن سیف الاسلام، مِنّا اَهلُ البَیت، فقط زُبیر بود که تو تشییع جنازه ی حضرت زهرا"س"شرکت داشت،با شمشیرش چه گره هایی رو تو راه اسلام باز کرد؟
به"ابن ملجم"میگفتن شیعه ی امیرالمومنین،
خودش به امیرالمومنین گفت حُبّ و عشق توست که تو خون و رگ من هست…
“شمر"جانباز جنگ صفین بود که داشت به درجه ی رفیع شهادت میرسید؛ میدونی که وقتی وارد قتلگاه شد زانو هاش رو بسته بود؟از بس که نماز شب خونده بود زانوهاش پینه شتری بسته بود.
میدونستیدکه “عمرسعد"روز عاشورا نماز صبحش رو که تموم کرد"قُربتً اِلی الله"گفت و اولین تیر رو به سوی خیمه ی"سیدالشهدا"نشونه زد؟
میدونستید که همه ی اونایی که اومدن کربلا مسلمون بودن و اهل نماز و روزه؟همشونم “قربت الی الله"گفتن و اومدن برای کشتن” سیدالشهدا"…
“زهیر بن قین"عثمانی مسلک بود و اومد برای یاری ابی عبدالله!
“شمربن ذی الجوشن"هم نماز شبش ترک نمیشد ولی اومد برای کشتن ابی عبدالله…
بصیرت نداشته باشیم… خسر الدنیا والاخره می شیم…

فصل نامه محرم

فصل نامه محرم
محرّم، فصل احیای اسلام ناب محمدی است؛ «محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است»
محرّم، فصل یافتن باطن قبله است؛ «یا علی انت الصراط المستقیم»
محرّم، فصل مبارزه با جاهلیت قدیم تا مدرن؛ «زمانی که اسلام گرفتار حاکمی چون یزید شد،بایدبا اسلام خداحافظی کرد»
محرّم، فصل اصلاح نفس و امت است؛ «برای اصلاح امور امت جدم قیام می کنم، می خواهم امربه معروف ونهی ازمنکر نمایم…»
محرّم، فصل الرحیل یاری ولایت است؛ «هل من ناصر ینصرنی»
محرّم، فصل تمییز حق و باطل است؛ «عباس(ع) امان نامه ی دشمن را پس زد و مرز خود را با آنان مشخص نمود»
محرّم، فصل شناخت یاران حق است؛ «یارانی باوفاتر از یاران خود نمی شناسم»
محرّم، فصل شناخت یاران باطل است؛ «یا اشباه الرجال و لا رجالِ» کوفیان
محرّم، فصل تدبر و بصیرت است؛ «قل هذه سبیلى ادعوا الى اللَّه على بصیرة انا و من اتّبعنى»، «لحظه را باید شناخت، نیاز را باید دانست»
محرّم، فصل رساندن خود به کشتی نجات است؛ «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاه»
محرّم، فصل حیات قلب و باطن با آب دیده است؛ «انا قتیل العبرات»
محرّم، فصل زیبا دیدن زندگی است؛ «ما رایتُ الا جمیلا»
محرّم، فصل صبر بر مشکلات است؛ «نماز شب زینب(س) بعد از عاشورا»
محرّم، فصل عبرت است؛ «عاشورا به غیر از درس،یک صحنه عبرت است. باید انسان در این صحنه نگاه کند تا عبرت بگیرد.»
محرّم، فصل انتظار برای انتقام است؛ «این الطالب بدم المقتول بکربلا»
و محرّم، فصل همه زمانها و مکانهاست؛ «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»

15365946791692413156.jpg

 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ